تبليغاتX
گرگ و میش

استراتژی رنگ شناسی !
چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 1:54 بعد از ظهر
همونطور که میدونید اینجا یه جای دیگه است ! اینجا که اونجا نیس که اینجا یه جایی که میشه خارج از قالب حرف زد توش !

چند وقتیه که یه نفر هی همش از من میپرسه که چه رنگی رو دوست دارم ! البت از مهربونیشه که میپرسه ها ! یعنی نمیدونه من رو این سوال چقدر حساسم و چقدر تا حالا سرش بحث کردم با خیلی ها !

الانه توضیح میدم ...

سوال " چه رنگی رو دوست داری ؟ " جوابش همونقدر برای من سخته که اگه بپرسن چه طور موزیکی گوش میدی یا چطور کتابایی میخونی ، گیجم میکنه !

من عقيده خاصي در مورد خيلي چيزها دارم كه معمولا هم ، همه فهم نيست !‌ يعني خودمم به زور ميفهمم چه برسه به همه !

اين كه چه كتابايي رو دوست دارم بخونم ، جوابش خيلي خنده داره شايد !

من يه مدت مديدي خيلي كتاب ميخوندم .. يعني يه چيز ميگم يه چيز ميشنوي ها ! ولي بعد كم كم بنا به علايلي !!! كمتر كتاب خوندم ! اون علايل هم كه گفتم خيلي خصوصيه ! به خاطر همين الانه اگه بگم چه كتابايي ميخونم همتون از خنده روده بر ميشيد !

اين كه چه موزيكي گوش ميدم هم قصه اش خيلي مفصله !!!

ولي اينكه چه رنگي رو دوست دارم از همه چي مفصل تره !!

بستگي به خيلي متغير ها داره !

خوب هر رنگي واسه يه چيزي مناسبه ! چيزايي كه دارم ميگم كاملا عقیده شخصيه و هيچ تاكيدي رو درست يا غلط بودنشون ندارم !

براي لباس ، براي ديوار ، براي زندگي ، براي خدا ، براي فكر ، براي .... براي هر چيزي يه رنگي رو ترجيح ميدم !

هيچوقت نتونستم به كسي بگم كه چه رنگي رو واقعا دوست دارم ! آخه اين سوال خيلي گسترده است ...

مثلا منو بكشي هم نميتونم با مانتو قرمز در انظار عمومي ظاهر بشم ! كار ندارم درسته يا غلط يا مد شده يا نشده يا هر چي ديگه ! گفتم كه اينا فقط عقايد و اصول شخصيه ! خيلي چيزا با رنگشون برا من مجسم ميشن .. مثلا فوتبال نميدونم چرا هميشه قرمزه ! يعني هيچ رنگ ديگه اي نميتونم تصورش كنم ... غذا هميشه رنگش روشنه ... حتي اگه فسنجون باشه كه رنگش تيره است ولي تو ذهن من غذا يعني تركيب رنگ هويچ و سيب زمين كنار هم ! اونقد دوست دارم ....

باز  مثالاي ديگه : مگه ميشه كتوني سفيد نباشه ؟ مگه ميشه ميز قهوه ای نباشه ؟ مگه ميشه شب روشن نباشه ؟ مگه ميشه روز تيره نباشه ؟ مگه ميشه زندگي .... (( از اين مورد بگذريم بهتره ! ))

حالا اينكه من چند روزه دارم شديدا فكر ميكنم كه جواب اين مهربون سیب رو چي بدم كه ميپرسه چه رنگي رو دوست دارم ، باعث نوشتن اين رنگ نامه شد !

اينكه هر رنگي واسه خودش در تعابير عميق فلسفي و روانشناسي ، معني و مفهوم خاصي داره به من ربط نداره ! من كار به اين كارا ندارم !

من منطق و اصول خودم رو دارم !  ( چقدرم که دارم !!! )

ميگن خوب نيست كه واسه كسي رز زرد ببري !! چرا ؟

ميگن درست نيست كه تو مجلس عزا ، لباس سفيد بپوشي !! چرا ؟؟

ميگن زشته كه وقتي براي يه آدم مسن هديه ميخواي پارچه ببري ، رنگ مثلا قرمز بخري !!! ولي اگه زرشكي باشه اشكال نداره !! ولي چرا ؟؟؟

اينا همه هنجار هاي مزخرف اجتماعه ! تاكيدا به من هم اصلا ربط نداره ! من نه رز زرد رو نشونه تنفر ميدونم و نه رز قرمز رو نشونه دوست داشتن ! من اگر تو مجلس عزا مانتو سفيد نميپوشم به خاطر اين نيست كه به نظر همه بده ! واسه اينه كه كلا مانتو سفيد نميپوشم يعني ندارم اصلا !! پارچه رنگ قرمز واسه مادر بزرگ من اصلا هم جلف نيست ! جلف بودن يا نبودن به رنگ لباس نيست اصلا ! به نظر من به مدل لباس و رفتاره نه رنگش !!

حالا اگه كسي فكر ميكنه من زيادي دارم خودم رو لوس ميكنم بازم به من ربط نداره ! واسه اينكه من عقيده دارم كه آدما حق دارند عقيده داشته باشند !

به قول پدرم : آزادي هر كسي تا حدي است كه آزادي ديگران را مختل نكند !

اين جمله هميشه تو ذهن من هست ..

من هيچوقت تو ماشين صداي پخش رو اونقدر بلند نميكنم كه ماشينهاي بغلي هم بشنون ! نه به خاطر اينكه ميان به جرم توليد آلودگي صوتي ميگيرنم ! به خاطر اينكه شايد اون ماشين بغلي از اين موزيك كه من گوش ميكنم خوشش نمياد ! منم اگه خوشم مياد ، چشمم كور دندم نرم يه هدفن ميچپونم تو پخش ، صداشم تا خدا بلند ميكنم و حالشو ميبرم !

من معمولا به كسي كتاب هديه نميدم ! لباس يا پارچه هم همينطور ! اصلا راستش هديه دادن هم يه رنگيه كه خيلي تركيبيه و نميشه گفت دقيقا چه رنگيه !

فقط وقتي چيزي برا كسي ميبرم كه مطمئنم دوست داره داشته باشه ! البته اگه بدونم كه مثلا مامانم رنگ آبی دوست داره شايد براش پارچه آبی بخرم ولي اگه مطمئن نباشم چون خودم دوست دارم براش نميخرم هرگز !‌

ولي خيلي ها عقيده دارند كه هديه يعني يادگاري ! يعني هر چي كه خودت دوست داري برا طرف ميخري ( حالا دوست داره يا نه مشكل خودشه ) اونم هر وقت ببينش ياد تو ميفته !

به نظر من درست نيست ! من براي خواهر زاده ام تا حالا يه عالمه عروسك قورباغه خريدم ! نه واسه اينكه خودم دوست دارم !‌ و نه واسه اينكه اونم مجبور كنم كه دوست داشته باشه ! فقط واسه اينكه ميدونم كه دوست داره !

واسه چند تا از دوستام کتابهای .... رو خریدم تاحالا چند بار برای اینکه میدونم دوست دارند ...

کادو کردن هدیه برای من خیلی مهمه ! من ترجیح میدم کاغذ کادو ساده باشه ، دورش روبان بپیچم ! حالا رنگ بندی کاغذ و روبان برام خیلی مهمه و مهمه که برای کی دارم کادو میکنم هدیه رو ! حالا هر چی که باشه !

رنگ سبز برای من اصلا رنگ قشنگی نیست ! یعنی اصلا چیزی ندارم که سبز باشه ! ولی امکان نداره قورباغه ای بخرم که غیر از سبز رنگ دیگه ای باشه !! برای اینکه این یه اصله ! یعنی قورباغه بـــــــــــــــــــــــــــايد سبز باشه !

رنگ سفيد رو دوست دارم ! مثلا والپيپر سيستمم هميشه سفيده ! ولي هيچوقت مانتو يا لباس سفيد نميپوشم !  نميدونم چرا خوشم نمياد خوب !

رنگ سياه رو هم خيلي دوست دارم ! ولي معمولا از سياه خالي استفاده نميكنم ! يا بايد سياه - سفيد باشه ( که نمیدونم چرا معمولا هم هست ) یا یه رنگ دیگه !! ولی کلا دوست دارم این رنگ رو ... بر خلاف همه که نمیدونم چی فکر میکنن به من شدیدا آرامش میده !!

رنگ آبی رو هم دوست دارم ! بیشتر لباسم معمولا فکر کنم آبیه ! ساعتم هم آبیه ! تقریبا اگه چیزی بخوام بخرم که آبیشو داشته باشه ، رنگ های دیگه هم داشته باشه ، اکثرا آبی میخرم ! البته اگه باز یهو سیاه - سفید نخرم !!

رنگ صورتی رو دوست ندارم ! اونم باز نمیدونم چرا ! به نظرم یه کم لوسه ! ولی رنگ بنفش رو دوست دارم ، زرشکی ، سورمه ای ، قهوه ای و از این حرفا دیگه ...

ولی باز اینا هیچکدوم جواب سوال " چه رنگی رو دوست داری " نیست ! برای اینکه احتمالا کسی که این سوال رو میپرسه انتظار نداره که با پست طولانی در جواب سوالش مواجه بشه ! فکر کنم فقط دنبال یه کلمه است ! که من همیشه از گفتنش عاجزم !!

خودکار باید آبی بنویسه ! اگه یه وقتایی هم سیاه بنویسه عیب نداره ! ولی از خودکار قرمز اصلا خوشم نمیاد ! یاد نمره های درخشان!!!!!! دوره تحصیلات عالیه !!!!!!!!!!!! و افتضاحیه !!!! میفتم !

دوچرخه باید سیاه باشه ! ماشین باید قرمز باشه یا سیاه باشه !! اگه اسمش هم گلی باشه که چه بهتر !!!

رود خونه باید حتما تهش سبز باشه ! وگرنه توش قورباغه نیست ! و این یعنی اون رودخونه ه به درد نمیخوره !!

دریا باید نفتی باشه .. آسمون باید ... ( از این هم بگذریم !! )

و در آخر هم آدم باید بی رنگ باشه ! حتی نباید یک رنگ هم باشه ! چون یک رنگی هم خودش در مقابل نور رنگش عوض میشه ! ولی بی رنگی از همه رنگها بهتره !

حالا الانه پیدا کنید پرتقال فروش را !

 

راوي نانا | موضوع: | لینک ثابت |