تبليغاتX
گرگ و میش

بی کاری بد دردیه آقا جان !! بد ...
شنبه هفدهم شهریور 1386 ساعت 8:14 قبل از ظهر
دیروز به مدت دو ساعت داشتم یه بند میخندیدم !! گفتم حیفه شما هم نخندید .. هر چند میدونم با دیدن این عکسها درست متوجه نمیشید که به چی دقیقا میخندیدم ! برای اینکه عروس خانم رو قبلا ندیده بودید که الانه بفهمید قضیه از چه قراره !

دیروز حوصلم بد جوری سر رفته بود !! یه عالمه هم کار داشتم ! از بس که کار داشتم حوصلم سر رفته بود !! خوب عادت دارم دیگه ... اینم یه مدلشه  ! خلاصه ... رفته بودم سراغ ژورنال لباسهایی که قدیما از روشون مدل بر میداشتم ! هییی یادش به خیر چه اعصاب اضافه ای داشتم !

واسه عروس خانم لباس دوختم ، ولی دیگه حوصله نداشتم واسه داماد هم کت شلوار بدوزم ! داماد همین جوریشم عصا قورت داده بود آخه !

 یه مدل لباس عروس بچه گونه دیدم خیلی با حال بود !

اول خواستم برای بچه کانگرو بدوزم ، دیدم حوصله ندارم !! بعد یهو یاد یه زوج دیگه افتادم !! ...

تو جشن عروسی یکی دو تا از دوستام ، عکاسشون من بودم !! این شد که ...

اینم یه زنگ تفریح !! که اینقذه واسه من حرف در نیارید که فقط بلدم اشکتون رو در بیارم ...

حالا چه اشکتون از گریه باشه چه از خنده !!

اون عکسهایی که ممنوعیت پخش نداشت براتون میذارم ببینید !!

این شما و اینم خالجون و شوهر خاله !

:

 

1

 

اینم دومی :

 

2

دیدی عکاسها از این ژست های آب دور خیاری میدن به عروس داماد بیچاره ؟  :

            

3

اینم عروس خانم آب دوغ خیاری :

 

 

4

 

اینم یه عکس دو تایی  :

           

5

 اینم از این افکت هایی که میدن رو عکساشون :

 

 

6

آره خلاصه این جوری ... خوبه اینجا هست ها ! ورنه خیلی هاتون از دیدن این عکسها بی نصیب میموندین ...

میگم این عروس خانم رو قبلا کسی جایی ندیده بود ؟

فعلا ...

راوي نانا | موضوع: | لینک ثابت |